plg_search_jcomments
Search - K2
Search - RSTickets! Pro Knowledgebase
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
جستجو - دانلودها- فیلم و صوت
جستجو - مداخل

باسمه تعالی
گروه بخش تاریخ و سیره دانشنامه اهل بیت(ع) به مناسبت شهادت امام علی(ع) مصاحبه مکتوبی با جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر یدالله حاجی زاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و از نویسندگان دانشنامه اهل بیت(ع) کردند. گفتنی است که استاد حاجی زاده نویسنده مدخل امام علی(ع) در دانشنامه اهل بیت(ع) نیز هستند. در ادامه نظر خوانندگان محترم را به این مصاحبه مکتوب دعوت می کنم.
جناب استاد حجت الاسلام و المسلمین دکتر یدالله حاجی زاده(دام عزه)
با سلام و احترام
ضمن تشکر از حضرتعالی بابت نگارش مقاله امام علی(ع) در دانشنامه اهل بیت(ع)، با توجه به جایگاه و شخصیت حضرت علی (ع) در تاریخ اسلام و به مناسبت شهادت ایشان، خوشحال می شویم از نظرات و تحلیل های حضرتعالی در این زمینه استفاده کرده و بهره مند شویم.
جناب آقای دکتر در آغاز معرفی اجمالی از شخصیت امام علی(ع) بفرمائید؟
امام علی(ع) به عنوان یکی از برجسته ترین شخصیت های تاریخ، بر اساس نقل مشهور، در سیزدهم ماه رجب سال 30 عام الفیل ده سال قبل از بعثت حضرت محمد(ص) در شهر مکه و در خانه خدا دیده به جهان گشود. پدر گرامی آن حضرت ابوطالب عموی پیامبر(ص) از بزرگان مکه و مادرش فاطمه بنت اسد، هر دو از حامیان رسول خدا(ص) بودند. امام علی(ع) هاشمی است و قبیله او یعنی بنی هاشم خود زیر مجموعه قبیله بسیار بزرگتر دیگری به نام قریش بوده است. از القاب مشهور آن حضرت به مرتضی، حیدر و امیرالمومنین می‌توان اشاره کرد. امام علی(ع) پسر عموی رسول خدا؛ حضرت محمد(ص) است و جد مشترک آن دو عبدالمطلب است. سلسله نسب آن‌حضرت همانند پیامبر اکرم(ص) به حضرت اسماعیل (علیه السلام) می‌رسد.
امام علی(ع) در سنین خردسالی به پیشنهاد حضرت محمد(ص) به خانه آن حضرت آمد و در خانه آن حضرت بزرگ شد. در زمان بعثت رسول خدا(ص)، وی در میان مردان اولین کسی بود که به آن حضرت ایمان آورد. در طول دوران رسالت رسول خدا(ص) حضرت علی(ع) همواره در کنار آن حضرت بود و به عنوان یکی از حامیان جدی آن حضرت حتی از بذل جان خویش نیز دریغ نداشت. پس از هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه امام علی(ع) نیز به مدینه هجرت کرد و در سال دوم هجری با حضرت فاطمه(س) ازدواج کرد. پیامبر اکرم(ص) در مواردی از جمله در غدیر خم وی را به عنوان جانشین خویش معرفی کرد، اما حوادث تاریخی پس از رحلت آن حضرت به گونه‌ای رقم خورد که وی چندین سال از این حق محروم شد. آن حضرت سرانجام پس از 25 سال در سال 35 هجری به خلافت رسید و تقریبا پنج سال بعد در کوفه توسط یکی از خوارج به شهادت رسید.
جناب استاد یکی از مباحث مطرح شده در مورد آن حضرت، اسلام آوردن ایشان به عنوان اولین مسلمان است لطفا درباره این موضوع توضیحی بفرمائید؟
در سال چهلم عام الفیل حضرت محمد(ص) که در سن چهل سالگی بود، به پیامبری برگزیده شد. در این زمان علی(ع) که تقریبا ده یا یازده ساله بود، در میان مردان اولین کسی بود که به رسالت آن‌حضرت ایمان آورد و مسلمان شد. منابع زیای از شیعه و اهل سنت از آن حضرت به عنوان «اول من اسلم» یعنی اولین(مرد) مسلمان یاد کرده اند. احادیث زیادی هم در این باره در منابع شیعه و سنی از پیامبر(ص)، از خود امام علی(ع) و از برخی از صحابه و ائمه(ع) نقل شده است. به عنوان نمونه در حديثى از پيامبر اكرم(ص) مى‏خوانيم كه فرمود: «أوّلكم إسلاما عليّ بن أبى طالب» نخستين كسى است كه اسلام آورده علىّ بن ابى طالب است. خود امام علی(ع) نیز در یکی از خطبه های نهج البلاغه که آن را بعد از جنگ صفین ایراد کرده سبقت خویش در ایمان به رسول خدا(ص) را بیان کرده است. در این خطبه امام از اینکه یک عده ایشان را دروغ گو خوانده اند!، گله و شکایت دارد. اینکه چرا امام را دورغگو خوانده اند باید اشاره شود که این اتهام بدان جهت بود که امام علی(ع) مدعی بود می تواند بین اهل کتاب با کتاب های آسمانی خودشان حکم کند و مدعی بود که از هر آیه از آیات قرآن که از ایشان سوال شود می‌تواند اطلاعات کاملی درباره آن بیان کند و یا می‌فرمود «سلونی قبل ان تفقدونی» به همین جهات عده ای که باور این امور برایشان سخت بوده، علی(ع) را به دورغ گویی و خلاف‌گویی متهم کرده بودند! لذا وقتی به حضرت خبر می رسد که برخی شما را دورغ‌گو خوانده‌اند، می‌فرماید: «به من خبر رسيده است كه (بعضى از شما) مى‏گوييد: «على خلاف مى‏گويد.» خدا شما را بكشد به چه كسى دروغ بسته‏ام؟ آيا به خداوند، حال آن كه نخستين مؤمن به او بوده‏ام، يا به پيامبرش حال آن كه نخستين تصديق كننده او بوده‏ام» بنابراین امام در این جا از پیشگامی خویش در ایمان به رسول خدا(ص) سخن گفته است.
به جز این ها موارد بسیار زیاد دیگری نیز هست که مجال اشاره به آنها نیست. نکته ای که هست اینکه برخی از متعصبین اهل سنت به جهت خردسالی امام علی(ع) در این زمان، خواسته‌اند از ارزش اسلام آن حضرت بکاهند. همین امر سبب شده ‏شیخ مفید(م413) به عنوان یکی از بزرگترین علمای شیعه، با استناد به برخی از نمونه‌های قرآنی، از کمال عقلی امام علی(ع) در این زمان دفاع کند که کمی سن منافاتی با کمال عقل ندارد. همچنین مامون خلیفه عباسی- که گرایشاتی شیعی داشته- نیز در احتجاج با بزرگان اهل‌سنت، با اشاره به ایمان علی در خردسالی و این که آن حضرت به جهت دعوت رسول خدا(ص) اسلام را پذیرفته، رشد فکری امام علی(ع) در زمان بعثت را اثبات کرده است.
با توجه به نقش تاثیرگذاری که محققان و پژوهشگران برای امام علی(ع) در حمایت از اسلام در دوره پیامبر(ص) ذکر کرده اند، تحلیل شما از تاثیرگذاری حضرت در موضوع یاد شده چگونه است؟
در اینکه امام علی(ع) نقش بسیار مهم و ارزنده‌ای در حمایت از اسلام چه در مکه و چه در مدینه داشته، تردیدی نیست. این حمایت‌ها از همان ابتدای رسالت پیامبر(ص) آغاز شده و تا پایان زندگی رسول خدا(ص) ادامه داشته است. همین که آن حضرت علی‌رغم خطری که جان ایشان را تهدید می‌کرده، حاضر شده در شب هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه یعنی لیلة المبیت، در بستر پیامبر(ص) بخوابد تا پیامبر اکرم(ص) بتواند با خیالی آسوده تر راهی مدینه شود، نشان از این است که وی واقعا تمام هستی خویش را در راه حمایت از اسلام به میدان آورده بود. علاوه بر این، فداکاری ها و شجاعت‌هایی که آن حضرت در جنگ‌ها داشته و حتی در مواردی توانسته سرسخت‌ترین و شجاع‌ترین دشمنان اسلام همانند عمروبن عبدود یا مرحب یهودی را شکست دهد و به قتل برساند، می تواند میزان خدمت آن حضرت را به اسلام نشان دهد به گونه ای که پیامبر(ص) به عنوان نمونه ضربت آن حضرت در روز خندق که باعث کشته شدن عمروبن عبدود شد را از عبادت ثقلین تا روز قیامت برتر شمرده است. مروری بر تاریخ زندگی امام علی(ع) در دوره پیامبر(ص) نشان می‌دهد آن حضرت تمام زندگی خویش را وقف خدمت به پیامبر و اسلام کرده بود.
جایگاه امام علی(ع) در میان مذاهب اسلامی و به تبع آن مستشرقان را بیان کنید.
امام علی(ع) به جهت شخصیتی که داشته و به جهت اینکه در سیره گفتاری و رفتاری خویش به گونه ای عمل کرده که کمتر کسی از مسلمانان و غیر مسلمانان بتواند بر ایشان ایراد بگیرد، تقریبا در میان همه مذاهب اسلامی از جایگاه بسیار ارزنده ای برخوردار است. به جز خوارج که در طول تاریخ از دشمنان امام علی(ع) بوده اند و البته در ادوار اخیر آنان نیز متوجه اشتباهات اسلافشان در دشمنی با امام شده اند، در میان فرق اسلامی، گروه دیگری را نمی توان پیدا کرد که امام علی(ع) در میان آنان از منزلت و جایگاه شایسته ای برخودار نباشد.
بله در صدر اسلام به جهت حوادثی که رخ داده بود و جامعه به دو حزب علوی و عثمانی تقسیم شده بود، در میان اهل سنت بودند کسانی که امام علی(ع) را حتی به عنوان خلیفه چهارم خویش هم قبول نداشتند، اما به نظر می رسد بازنگری برخی از بزرگان اهل سنت در نوع نگاهی که به امام علی(ع) داشتند، سبب شد امام علی(ع) در میان عموم اهل سنت به عنوان شخصیتی موجه، قابل قبول و حتی به عنوان امام پذیرفته شود. در حقیقت گرایش عثمانیه با ظهور عده‌ای از اصحاب حدیث مثل نوح بن مریم و عبدالله بن مبارك متعادل‌تر شد به گونه‌ای که با طرح نظریه چهار خلیفه یا «تربیع» که توسط احمد بن حنبل مطرح شد، از قرن سوم هجری به بعد حضرت علی(ع) به عنوان خلیفه چهارم اهل‌سنت پذیرفته شد.
به هر حال باید گفت جایگاه و منزلت امام علی(ع) در میان فرق مختلف یکسان نیست. شیعیان آن حضرت را به عنوان امام اول خویش و برترین شخصیت عالم پس از پیامبر اکرم(ص) پذیرفته اند، اما اهل سنت آن حضرت را خلیفه چهارم رسول خدا(ص) می‌دانند و مقام و منزلت آن حضرت را در رتبه چهارم پس از ابوبکر و عمر و عثمان قرار داده اند.
مستشرقان را نیز در این خصوص به دو گروه می توان تقسیم کرد، گروه اول که درصد بیشتری را تشکیل می دهند دیدگاه مثبتی درباره امام علی(ع) دارند، اینان که تا حد زیادی با شخصیت واقعی امام آشنا شده اند، به خدمات امام علی(ع) به اسلام اشاره دارند، از جهت علمی حضرت را تحسین کرده اند، سیره آن حضرت را پذیرفته اند و ایراد آنچنانی بر حضرت نمی گیرند. برخی از اینان به جهت آشنایی با سیره واقعی امام علی(ع) شیفته آن حضرتند و این شیفتگی را در آثار خویش بارها نشان داده اند. از جمله این افراد به جان نورمن هالیستر(نویسنده کتاب تشیع در هند)، دنیز اگل مستشرق فرانسوی، گابریل آنگیری مستشرق فرانسوی، لامنس مستشرق معروف بلژیکی و دونالدسون مستشرق انگلیسی می توان نام برد.
گروه دوم کسانی هستند که به علل مختلف از جمله بهره گیری از منابع نامعتبر یا به دلیل دشمنی با اسلام و اغراضی که داشته اند، دیدگاه مثبتی به امام علی(ع) نداشته اند. اینان که بعضا نتوانسته اند شناخت درستی از شخصیت واقعی امام به دست آورند، در مواردی سیره امام را مورد نقد و اعتراض قرار داده اند. از جمله مستشرقانی که در این دسته جای می‌گیرند به هاینس هالم، گلدزیهر، اشپولر و والیری می توان نام برد. به عنوان نمونه والیری که مدخل امام علی بن ابیطالب را برای دایرة المعارف اسلام نوشته حضرت علی(ع) را به عنوان فردی بد خلق و تند در معاشرت‌های اجتماعی و مستعد برای توهین معرفی کرده‌است!
جناب آقای دکتر حاجی زاده یکی از موضوعات مورد بحث در تاریخ زندگی امام(ع) میراث علمی آن حضرت بویژه با توجه به ماندگاری نهج البلاغه است؛ لطفا میراث علمی آن حضرت را معرفی کنید؟
امام علی(ع) به جهت همراهی با رسول خدا(ص) از علم و آگاهی بسیار بالایی برخوردار بود به گونه ای که در میان صحابه پیامبر(ص) کسی همانند او از علم و آگاهی- از علوم و معارف دینی- برخوردار نبوده است. سخنان بسیاری از امام علی(ع) در قالب خطبه، نامه و کلمات حکمت آمیز نقل شده است. یکی از برجسته‌ترین خصوصیات سخنان امام علی(ع) فصاحت و بلاغت است، به گونه‌ای که ابن ابی‌الحدید از شارحان نهج‌البلاغه این سخنان را «بالاتر از کلام مخلوق و پایین تر از کلام خالق» دانسته است.
جاذبه سخنان فصیح و بلیغ آن‌حضرت که الهام بخش و راهنمای بسیاری از سخنوران و نویسندگان بوده، از همان قرون ابتدایی سبب شده برخی به فکر جمع آوری آنان باشند. مهم‌ترین میراث علمی برجای مانده از امام علی(ع)، که دیگران از سخنان و کلمات حضرت گرد آورده‌اند، «نهج‌البلاغه» است. این کتاب که پس از قرآن کریم، مهم‌ترین و معتبرترین متن مقدس در نزد شیعیان است و از فصاحت و بلاغت بسیار بالایی برخوردار است، توسط عالم شیعی؛ سید رضی در اواخر قرن چهارم هجری، از سخنان فصیح و بلیغ آن‌حضرت و از منابع پیشین گردآوری شده است.
علاوه بر نهج‌البلاغه که از اعتبار و اتقان کاملی برخوردار است، سخنان آن‌حضرت در پاره‌ای دیگر از منابع نیز گردآوری شده است. کتاب «غُرَرِ الْحِكَم‏ و دُرَرُالکَلِم» که در آن چهار هزار حکمت و موعظه از امام علی(ع) بر اساس حروف الفبا جمع آوری شده، از جمله این منابع است که توسط عبدالواحد تمیمی آمدی در نیمه اول قرن ششم هجری گردآوری شده است.
کتاب دیگری که سخنان امام علی(ع) در آن فراهم آمده و در این زمینه از اهمیت برخوردار است، «عُیونُ الحِکَم و المواعظِ» نام دارد که 13628 حکمت را در بر دارد. این کتاب که بزرگترین مجموعه‌ای است که سخنان حکمت‌آمیز امام علی(ع) را در خود جای داده، توسط علی بن محمد بن شاکر لیثی واسطی از علمای امامی اواخر قرن ششم هجری تالیف شده است.
یکی دیگر از کتاب‌هایی که سخنان آن‌حضرت در موضوعات مختلف در آن گردآوری شده، کتاب «دستور معالم الحکم و ماثور مکارم الشیم» است که توسط قاضی ابی عبدالله محمد بن سلامه(م454) از علمای شافعی قرن پنجم تدوین شده است. ابن سلامه این کتاب را به درخواست برخی از دوستان گرد آورده و آن را در 9 باب شامل: حکمت ها، ذم دنیا زهد، مواعظ، وصایا و نواهی، پاسخ به سوالات، سخنان غریب، نوادر، ادعیه و اشعار تنظیم کرده است.
از دیگر منابعی که سخنان آن‌حضرت را گردآوری کرده‌اند، می‌توان به نثر اللئالی، نوشته ابوعلی فضل بن حسن طبرسی(م548)، «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب» نوشته جاحظ(م255) و شرح رشید وطواط(م 573)، «قلائد الحکم و فرائد الکلم من کلام علی بن ابی‌طالب» تالیف أبي يوسف يعقوب بن سليمان بن داود اسفرایني شافعي(م 488) اشاره کرد.
جناب استاد بفرمائید حضرت علی(ع) نزد پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) از چه جایگاه و منزلتی برخوردار بوده است؟
تردیدی نیست که از منظر شخص رسول خدا(ص)، در میان صحابه هیچ کس همانند علی(ع) نبوده است. پیامبر اکرم(ص) بارها در سخنان خویش برتری امام علی(ع) را از جهات مختلف بر دیگران بیان کرده است. به عنوان نمونه از منظر رسول خدا(ص) - بر خلاف گمانه برخی از مستشرقان- امام علی(ع) از جهت اخلاقی و نوع رفتار با دیگران، در میان صحابه بهترین فرد بوده، گذشت و مردانگی آن‌حضرت از همه بیشتر و برتر بوده است. تعابیری چون «علی احسن الناس خلقا» «اعظمهم حلما» یا «افضلهم حلما» که توسط پیامبر(ص) درباره علی(ع) به کار رفته، نشان دهنده منزلت امام نزد رسول خدا(ص) هستند.
همچنین منزلت و جایگاه شایسته امام علی(ع) را نزد رسول خدا(ص) از میزان واگذاری مسئولیت هایی که پیامبر(ص) به ایشان در امور مختلف قضایی، نظامی و... واگذار کرده نیز می توان دریافت. علاوه بر این همین که رسول خدا(ص) تنها امام علی(ع) را کفو حضرت زهرا(س) معرفی کرده و ایشان را به عنوان داماد خویش پذیرفته، باز نشانه دیگری بر منزلت آن حضرت نزد پیامبر(ص) است.
ائمه(ع) نیز بارها در کلمات خویش از منزلت و جایگاه امام علی(ع) سخن گفته اند و بر برتری آن حضرت در جهات مختلف تاکید داشته اند. به عنوان نمونه وقتی به امام سجاد(ع) عرض می شود چرا شما این همه عبادت می کنید، امام عبادات خویش را در برابر عبادات امام علی(ع) ناچیز می داند.
آقای دکتر حضرتعالی به عنوان نویسنده مدخل امام علی(ع) که نگارش مقاله را تمام کردید پس از نگارش به چه نکات تازه ای رسیده اید؟
به نظر رسید که ما مسلمانان و به خصوص ما شیعیان که مدعی پیروی از امام علی(ع) هستیم، آنگونه که بایسته است با سیره امام علی(ع) آشنا نیستیم و هنوز بعد از قرون متمادی علی(ع) در میان ما مظلوم و ناشناخته است. آشنایی با زندگی امام علی(ع) می تواند فوق العاده راهگشا و تاثیرگذار باشد و هرچه ما با سیره آن حضرت بیشتر آشنا شویم، ارادتمان نسبت به آن حضرت بیشتر و بیشتر خواهد شد و این عشق و ارادات ان شاا... مقدمه ای خواهد بود برای حرکت در همان مسیری که امام ما آن مسیر را پیموده است.
جناب دکتر به عنوان آخرین سؤال بفرمائید کدام بخش از زندگی امام علی(ع) در نظر شما جالب¬تر به نظر رسیده است؟
هر بعدی از ابعاد زندگی امام علی(ع) را که بررسی می کنیم، جالب، ارزنده و آموزنده است اما به نظر من چند نکته در زندگی امام علی(ع) هست که بیشتر جلب توجه می کند.
یک مورد، تلاشی است که ایشان در راه حفظ وحدت جامعه اسلامی به کار برده است. پس از رحلت پیامبر(ص) و بعد از این که حق امام علی(ع) از ایشان گرفته شد، امام علی‌رغم اعتراض به آنچه رخ داده بود، هرگز حاضر نشد، تسلیم خواسته ای شود که ممکن است به تضعیف نهال نوپای جامعه اسلامی بینجامد به همین جهت امام از فرزند ابولهب که ظاهرا اشعاری تفرقه افکنانه در حمایت از جانشینی امام علی(ع) می خواند، خواست دست از این کار بردارد و باعث تفرقه در میان مسلمانان نشود. همچنین امام در این زمان دست رد به سینه ابوسفیان زد که به امام پیشنهاد داده بود می تواند برای دست یابی به حق از دست رفته اش به وی کمک کند تا با قدرت نظامی حکومت را تصاحب کند. در واقع امام علی(ع) از هیچ کوششی در راه تقویت حکومت اسلامی فروگذار نیست.
نکته بعدی که در زندگی امام جالب توجه است، کمک به رقبای خویش است. شما می بینید امام در دوران خلفا به عنوان مشاوری دل سوز به خلفا مشورت می دهد. این مشاورها که موارد آن مخصوصا در دوره خلیفه دوم کم نیست، ضمن اینکه موجب اتحاد مسلمانان می شده، بزرگواری و بزرگ منشی امام را نشان می‌دهد. گاهی اوقات واقعا انسان اظهار شگفتی می کند که چگونه می شود یک فردی به این مرحله از انسانیت و خودسازی رسیده باشد که به رقیب خویش کمک کند تا موفق شود. معمولا در میان سیاستمداران، رقبا تلاش می کنند هر جور شده رقیبشان به هر نحوی که شده زمین بخورد تا خود بتوانند، جای خویش را محکم کنند و خود را در بین مردم خوب و کارآمد نشان دهند، اما امام علی(ع) که تنها هدفش تقویت اسلام است، به این نگاه نمی کند که حالا این کمک من، این مشورت دهی من دارد باعث تقویت رقیب من می شود، پس من نباید این کار را انجام دهم. به همین جهت است که می بینم کسانی که ظاهرا در صف مخالفان آن حضرت بودند، واقعا به امام و به اینکه وی می تواند مشکلات آنان را حل کند، اعتقاد داشتند و سخنانی از آنان درباره علی(ع) نقل شده که نشان می دهد آنان امام را به عنوان یک شخصیت فوق العاده، یک شخصیت بلند نظر و به تعبیر حلال مشکلات پذیرفته بودند.
نکته دیگری که در زندگی امام برای من خیلی جلب توجه کرد، دلسوزی و همدردی وی با دیگران است. امام علی(ع) در زندگی خویش از غذاهای خوشمزه و خوب استفاده نمی کرد، از نان گندم استفاده نمی کرد. مخصوصا امام در زمان حکومت خویش واقعا در خوراک و پوشاک بسیار بر خود سخت می گرفت. آن حضرت در این زمان تلاش فوق العاده‌ای داشت که در مرحله اول دیگران از حداقل معیشت برخوردار باشند اما وقتی می دید که دیگر بیش از این توان ندارد، به منظور همدردی با آنان، زندگی خویش را در حد پایین ترین طبقات جامعه تنظیم کرده بود و می فرمود آیا من تنها به این که امیرالمومنین هستم راضی باشم و با شکم سیر بخوابم در حالی که ممکن است در حجاز و یمامه کسانی باشند که قرص نانی هم گیرشان نمی آید. این میزان همدردی با فقرای جامعه واقعا شگفت انگیز و مخصوصا برای مسئولان جامعه اسلامی درس آموز است. کسی که می تواند از بهترین غذاها و خوراکی ها استفاده کند، اما به خاطر این که ممکن است در گوشه ای قلمرو اسلامی کسی باشد که نان هم شاید نداشته باشد، سعی می کند، با او همدردی کند. این همدردی ها بود که زندگی را برای طبقات پایین جامعه نیز آسان می کرد.
نکته بعدی که در زندگی امام برای من جالب بود، مردانگی هایی است که امام علی(ع) بارها در سیره خویش آنها را به نمایش گذاشته است. امام بارها دشمنان خویش را مورد بخشش قرار داده است و از آنان گذشته است. یک نمونه اش پس از نبرد جمل است که بازماندگان جمل را بخشید. نمونه دیگر این مردانگی در برخورد با عمرو عاص در نبرد صفین است که علی رغم توانایی بر قتل وی، وقتی عمرو عورتش را آشکار کرد، حضرت از روی برگرداند که وی بتواند از معرکه بیرون رود. معاويه به اين كرامت و اخلاق نيكوي حضرت آفرين گفت و خطاب به عمروعاص که با کشف عورت جان خویش را نجات داده بود، گفت: «مرحبا بر علي كه مردي است با اخلاق نيك، او روا نداشت كه به عورت بيگانه‌اي بنگرد و او را بكشد، بزرگواری و حیای او مانع از این کار شد.» در جنگ صفين همين اتفاق براي «بسر بن ارطاة» نيز پيش آمد و امام علی(ع) علی رغم اینکه می توانست وی را به قتل برساند، اما به جهت شرم و حیا و کرم و بزرگواری اش او را نیز رها کرد.
این در حالی است که بدون شک استفاده از شيوه‌های مخالف جوان مردی، در برخي از موارد مي‌توانست دشمن را وادرا به تسليم كند، اما امام علی(ع) سیره اش این نبود که با نامردی و غدر(پیمان شکنی) موجبات تسلیم شدن دشمن را فراهم سازد. در جنگ صفين وقتي آن حضرت نيروهاي معاويه را كه حفاظت از شريعه را برعهده داشتند، تا آب به نيروهاي علي(ع) نرسد، شكست داد، به ياران خويش دستور دارد بگذاريد، آنها هم از آب استفاده كنند. گویی معاویه نیز از مردانگی حضرت آگاه بود چرا که در پاسخ به نگرانی عمروعاص که از قصاص حضرت سخن می گفت، اشاره کرد: «حقيقت اين است كه آنچه ما درباره علي روا ديديم او درباره ما روا نخواهد ديد، زيرا هدف او از آمدن به اينجا آب نيست».

لیست مطالب انتخابی

+

لیست انتخاب شده: علاقه مندی ها

هنوز چیزی انتخاب نکردید!